|
|
|
|
|
باز هم آمدی تو بر سر راهم آی عشق مي كنی دوباره گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم تنها از ديار خود سفر کردم ديريست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است
دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سر نوشتم را به یاد آور دنیا سر گذشتم را مكن باور من غريبي غصه پردازم چون غريقي غرق در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آغاز م مي روم شب ها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا مي نویسم عوج غم ها را دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سر نوشتم را به یاد آور دنیا سر گذشتم را مكن باور من غريبي غصه پردازم چون غريقي غرق در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آغاز م مي روم شب ها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا مي نویسم عوج غم ها را
باز هم آمدی تو بر سر راهم آی عشق مي كنی دوباره گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم تنها از ديار خود سفر کردم ديريست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 0:7 توسط javad razavi
|
|
||