|
|
|
|
|
نرو زيبا نرو زيبا رفتنت واسه دلم ضرر داره اونورا آدم بد فراوونه ، خطر داره سايه روشن چشات داد مي زنه مي خواي بري شب ناز مژه هات علامت سفر داره نرو زيبا هميشه وحشت من از اين بوده كه يكي يه جايي به چشماي تو نظر داره تو مراقب تمام لحظه هامي ، مي دوني نباشي هر كي تو دستاش ، دو سه تا تبر داره منم اين ديارو ، اين آدما رو دوس ندارم ولي هر چي كه باشه دنا داره ، خزر داره نرو زيبا ، لااقل به خاطر درختركي كه يه دل از همه عاشقا ديوونه تر داره تو بمون حتي اگه مال كس ديگه بشي بودنت رو خط به خط زندگيم اثر داره نرو زيبا بسمه هر چي كه پيشم نبودي به خدا اين دخترك يه قلب در به در داره مي ري اونجا چه كني دل منو بسوزوني ؟ يگي مشكل توا ، عاشقي دردسر داره نرو زيبا به خدا از اين ديوونه تر مي شم واسه اون چشماي تو تفاوتي اگر داره تو فقط نمي دوني چه قدر دوست دارم همين خدا اما شايد از اين عاشقي خبر داره نرو زيبا هستي مريم عاشقت اينه يه دل و يه زيبا و يه دنيا چشم تر داره تو نباشي مي ميرم ، اما چي گفتم مردنم واسه ي تو و خيالات فرقي ام مگر داره ؟ زندگي سازيه كه ما همه كوكش مي كنيم زير داره ، بالا داره ، پايين داره ، زبر داره گاهي تلخه ، مث جام شوكرانه رفتنت گاهي ام مثل خيال موندنت شكر داره بال پرواز ندارم اما بري باهات ميام دل واسه بودن با تو ، هزار تا بال و پر داره اينو گفتم كه نري ، باز ولي با خودت بگي جايي نيس اين دختره دس از سر ما برداره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 18:6 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه بي جواب سلام بهونه قشنگ من براي زندگي آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون منم تو رو سپردم دست خداي مهربون راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟ دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره__ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:10 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
يك حقيقت تلخ يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره يه نفر مي شينه و اسكناساشو مي شمره مي خواد امتحان كنه كه تا داره يا نداره يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره انتخابم مي كنه ، پولشو اما نداره يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه اون يكي مداد براي آب و بابا نداره يكي ويلاي كنار درياشون قصره ولي اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره يه نفر تولدش مهمونيه ، همه ميان يكي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره يكي هر هفته يه روز پزشكشون مياد خونش يكي داره مي ميره ، خرج مداوا نداره يكي انشاشو مي ده توي خونه صحيح كنن يكي از بر شده درد و ، ديگه انشا نداره يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره تو كلاس صحبت چيزي مي شه كه همه دارن يكي مي پرسه آخه چرا مال ما نداره يكي دوس داره كه كارتون ببينه اما كجا يكي انقد ديده كه ميل تماشا نداره يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه يكي اما خونشون اتاق بالا نداره يكي جاي خاله بازي كلاس شنا مي ره يكي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره يكي طاقت واسه ي صدور ويزا نداره يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه يكي از بس كه نخورده شب و روز نا نداره يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس يكي هم براي گرماي دساش ها نداره دخترك مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه عوضش دختركم ، او خونه ليلا نداره يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره يكي آزمايش نوشتن واسش ، اما نمي ره مي گه نزديكياي ما آزمايشگاه نداره بچه اي كه تو چراغ قرمزا مي فروشه گل و مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤيا نداره يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره ياد اون حقيقت كلاس اول افتادم دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره راستي اسمو واسه لمس بهتر قصه مي گم مليكا چه چيزايي داره كه رعنا نداره ؟ بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره يه چيزايي داره توش كه توي دنيا نداره هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره خدا به هر كسي هر چيزي دلش مي خواد بده همه چي دست اونه ، ربطي به شعرا نداره آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله اي ساخت با نمي شه ، با نمي خوام ، با نشد ، با نداره__
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 23:34 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:35 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
خيال ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در آنار من بشيني محال بود هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاك و زلال بود پاييز بود و آوچه اي و تك مسافري با تو چه قدر آوچه ما بي مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود سيب درخت بي ثمر آرزوي من يك عمر مانده بود ولي آال آال بود گفتم آمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود چيزي شبيه جام بلور دلي غريب حالا شكست واي صداي وصال بود شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد اما نه با خيال تو بودم حلال بود //اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
خلوت يك شاعر آاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت آمي ارزاني يود آاش اگر گاه آمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود آاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف تزين خاطره مهماني بود آاش دريا آمي از درد خودش آم مي آرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود آاش به تشنگي پونه آه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ آه پر از معجزه و الهامست آاش رنگ شب ما هم آمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ديوانه آه باراني بود آاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر آاشاني بود آاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود آاش اسم همه دخترآان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود آاش چشمان پر از پرسش مردم آمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود آاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز آه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي آاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود //اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
حدس و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني و قصر آوچك دل مرا خراب ميكني سر قرار عاشقي هميشه دير آرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني من از آنار پنجره تو را نگاه ميكنم و تو به نامديگري مرا خطاب مي آني چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام تو آمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني و آاش گفته بودي از همان نگاه اولت آه بعد من دوباره دوست انتخاب مي آني //اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:55 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
تا قيامت من ميگم بهم نگاه كن تو ميگي آه جون فدا كن من ميگم چشمات قشنگه تو ميگي دنيا دو رنگه من ميگم دلم اسيره تو ميگي آه خيلي ديره من ميگم چشمات و وا كن تو ميگي من و رها كن من ميگم قلبم رو نشكن تو ميگي من مي شكنم من ؟ من ميگم دلم رو بردي تو ميگي به من سپردي ؟ من ميگم دلم شكسته است تو ميگي خوب ميشه خسته است من ميگم بمون هميشه تو ميگي ببين نمي شه من ميگم تنهام مي ذاري تو ميگي طاقت نداري من ميگم تنهايي سخته تو ميگي اين دست بخته من ميگم خدا به همرات تو ميگي چه تلخه حرفات من ميگم آه تا قيامت برو زيبا به سلامت من ميگم خدا به همرات تو ميگي چه تلخه حرفات من ميگم آه تا قيامت برو زيبا به سلامت //اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:52 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
به خاطر من آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو تو نمي خواي بياي پيشم فقط به خاطر من من ولي سرزنش مي شم فقط به خاطر تو عشق تو پنهون ميكني فقط به خاطر من من دلم و خون مي آنم فقط به خاطر تو از دور تماشا ميكني فقط به خاطر من من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو از خوبيات آم ميكني فقط به خاطر من رشته رو محكم مي آنم فقط به خاطر تو تو خودت رو گم ميكني فقط به خاطر من من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو شعله رو خاموش ميكني فقط به خاطر من شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو يه روز مي شم بي آبرو فقط به خاطر تو قربوني يه جست و جو فقط به خاطر تو تو ام يه روز مي ري سفر فقط به خاطر من خيره مي شن چشام به در فقط به خاطر تو به من تو ميگي ديوونه فقط به خاطر من جملت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو تو من و بيرون ميكني فقط به خاطر من قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو ميگي از سنگ دلت فقط به خاطر من يه عمره آه تنگه دلم فقط به خاطر تو تو گفتي عاشقي بسه فقط به خاطر من دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو مي ري سراغ زندگيت فقط به خاطر من من مي سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو تو ميگي عشق يه عادته فقط به خاطر من دلم پر شكايته فقط به خاطر تو ميگيري از من فاصله فقط به خاطر من دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو توميگي از اينجا برو فقط به خاطر من رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو رد ميشي از مقابلم فقط به خاطر من مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو ناز ميكني براي من قفط به خاطر من من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو نيستي آنار پنجره فقط به خاطر من دل نمي تونه بگذره فقط به خاطر تو تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من دلم آسي رو نمي خواد فقط به خاطر تو مي گذري از گذشته ها فقط به خاطر من مي رم توي نوشته ها فقط به خاطر تو تو منو تنها مي ذاري فقط به خاطر من من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو دل رو گذاشتي بي جواب فقط به خاطر من يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو دلت شكسته مي دونم فقط به خاطر من منم يه خسته مي دوني فقط به خاطر تو آخر ازم جدا شدي فقط به خاطر من من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو //اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:52 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // به خاطر تو آخر يه روز دق مي آنم فقط به خاطر تو دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو عشقت رو پنهون مي آني فقط به خاطر من من دلم رو خون ميكنم فقط به خاطر تو تو گفتي عاشقي بسه دنيا برام يه قفسه گفتي آه عشق يه عادته دلم پر از شكايته گفتي مي خواي بري سفر خيره شدن چشام به در من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو به من تو گفتي ديوونه فقط به خاطر من حرفت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو از خوبيات آم ميكني قلبم رو پر پر مي آني گفتي آه از سنگه دلت از من و دل تنگه دلت از خوبيات آم ميكني قلبم رو پر پر مي آني گفتي آه از سنگه دلت از من و دل تنگه دلت ازم گرفتي فاصله فقط به خاطر من دست آشيدم از هر گله فقط به خاطر تو گفتي آه از اينجا برو فقط به خاطر من مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // اين روزا اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه درد تموم عاشقا پاي آسي نشستنه اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشكل بي ستاره ها يه آم ستاره چيدنه اين روزا آار گلدونا از شبنمي تر شدنه آرزوي شقايقا يه شب آبوتر شدنه اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه اين روزا آار آدما دلهاي پاك رو بردنه بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه اين روزا آار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه جرم تمومشون فقط لذت آشناييه اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه قلباي مثل دريامون پر از خراش و ترآه اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه آردنه آار چشماي آدما دل رو ديونه آردنه اين روزا آار رويامون از پونه خونه ساختنه نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن اين روزا فرش آوچه ها تو حسرت يه عابره هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه اين روزا درد آدما فقط غم بي آسيه زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه آار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه چشماي خيس و ابريشون همپاي رود آارونه اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه اسم گلا رو اين روزا ديگه آسي نمي دونه اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه اين روزا فرصت دلا براي عاشقي آمه زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه بغضاي آال باغچه منتظر يه بارونه اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن اين روزا آدما آمن پشت نقاب پنجره آمتر ميبيني آسي رو آه تا ابد منتظره مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي آنن حقا آه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن درسته آه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن پاييز آه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و آال دارن چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم شبا يه آم دلواپس آودك همسايه باشيم اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن درداي ارغواني رو با هم تحمل مي آنن اگه به هم آمك آنيم زندگي ديدني ميشه بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه اما نه فكر آه ميكنم اين آار يه آار ساده نيست انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست__ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51 توسط javad razavi
|
|
||
|
|
|
|
|
//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد // اگه تو از پيشم بري اگه تو از پيشم بري سر به بيابون مي ذارم هر چي گل شقايقه رو خاك مجنون مي ذارم اگه تو از پيشم بري من خودم و گم مي آنم به عمر تو رو شرمنده حرفاي مردم مي آنم اگه تو از پيشم بري دل رو به دريا مي زنم غرور خورشيد و با برف آرزوها مي شكنم اگه تو از پيشم بري آار من آوارگيه خلاصه شو واست بگم آه آخر زندگيه اگه بري شكايت تو رو به دريا ميكنم شقايقاي عالم و من بي تو رسوا ميكنم اگه تو از پيشم بري زندگي خاآستريه فرداش يكي خبر مي ده دلت پيش ديگريه اگه تو از پيشم بري شمعدونيا دق ميكنن شكايت چشم تو رو به مررغ عاشق ميكنن اگه بري پرستوها از زندگيشون سير ميشن آهوا توي دام صياداي پير اسير مي شن اگه بري دريا پر از اشك و نياز ماهياس شباي شهرمون مثه چشماي عاشقت سياس اگه بري يه شب تو خواب دريا رو آتيش مي زنم نردبون آسمون و با هر چي نوره مي شكنم اگه بري پروانه ها شمعا رو خاموشن ميكنن قنرياي قفسي دل و فراموش ميكنن اگه بري پلك گلا از غم عشق تو تره يكي مثه من دلش از چشماي تو بي خبره اگه تو از پيشم بري پنجرمون بسته ميشه يه دل با صد تا آرزو از زندگي خسته ميشه اگه بري مجنون ديگه از من و تو نميگذره نرو بذار ببينمت باز از آنار پنجره اگه بري من مي مونم با بازي هاي سرنوشت آه من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت اگه بري به آسمون شب شكايت ميكنم يه شب مي شينم با خدا تا صبح خلوت ميكنم اگه بري پرنده ها بر نمي گردن به لونه بي تو آدوم پرنده اي راه خودش رو مي دونه اگه تو از پشم بري تو ابرا غوغا ميكنم براي مردن گلا بهونه پيدا ميكنم اگه تو از پيشم بري ياسا ترك بر ميدارن شبنما رو گل رز مگه حتي طاقت ميارن اگه بري مردم منو به هم ديگه نشون مي دن مي پرسن از همديگه آه چي راجع من شنيدن اگه بري همه ميگن عشق من و تو هوسه بمون با هم نشون بديم آه عشق ما مقدسه اگه بري مي لرزه فرهاد و ستون بيستون به خاطر اونم شده تو تا ابد پيشم بمون اگه بري مي گن ديدي اين آخر و عاقبتش ما هيچ آدوم و نمي خوايم نه رنج و ئنه محبتش اگه بري نمي دونن شايد واست خوشبختيه نمي دونن لذتت بعضي خوشيا تو سختيه اگر چه وقتي تو بري ديگه من و نمي بيني اگه بخواي هم مي بايد تا فصل محشر بشيني اما تورو جوون خودت آه از همه عزيزتري با يك نگاهت منو تا اوون ور دنيا مي بري اگه ميشه بري يه جا به آرزوهات برسي يا آه دور از چشماي من قلب تو دادي به آسي برو منم با يد تو زندگي رو سر ميكنم گاهي به اشتياق تو قلبم و پر پر ميكنم عيدا آه شد عشق تو رو تو قلب هفت سين مي چينم با اينكه رفتي باز تو رو آنار هفت سين مي بينم غصه نخور دنياي ما سمبل بي وفاييه هر چي من و تو مي آشيم تقصير آشناييه راستي اگه بخواي بري اين جوري طاقت مي يارم خودم بايد دست تو رو دست غربت بذارم اگه بري دنبال تو ميام تا اوج آسمون اون وقت مي بينم همه رو پس تو نرو پيشم بمون دلت مي خواد اگه يه روز بدون من مي رفتي يه جا دنبال مهربونيات آواره شم تو آوچه ها اگه بري يه وقت مي آي مي بيني مريم نداري اون وقت بايد دسته گل و رو خاك مريم بذاري اگه بري بيداي مجنون و پريشون مي آنم سقف دل و بر سر آرزوها ويرون ميكنم اگه بري اينجا يه دل بمون آه صاحب اون مريمه اگه بري دعاي من بازم مي ياد پشت سرت من به فداي تو و عشق تو و فكر سفرت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:44 توسط javad razavi
|
|
||