تبليغاتX
CrazyLover2087
سلام

یه اتفاق جالب

داشتم  واسه یه نفر اف می زاشتم یه هو یادم اومد که من کنکور داررررررررررررررررررررمک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 0:48  توسط javad razavi  | 

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی عشق مي كنی دوباره گمراهم

دردا من جوانی را به سر کردم

تنها از ديار خود سفر کردم

ديريست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است                  خسته از صدای زنجیر است

 

دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی

دریا سر نوشتم را به یاد آور

دنیا سر گذشتم را مكن باور

من غريبي غصه پردازم

چون غريقي غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان و بی هم آغاز م

مي روم شب ها به ساحل ها

تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا

مي نویسم عوج غم ها را

دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی

دریا سر نوشتم را به یاد آور

دنیا سر گذشتم را مكن باور

من غريبي غصه پردازم

چون غريقي غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان و بی هم آغاز م

مي روم شب ها به ساحل ها

تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا

مي نویسم عوج غم ها را

 

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی عشق مي كنی دوباره گمراهم

دردا من جوانی را به سر کردم

تنها از ديار خود سفر کردم

ديريست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است                  خسته از صدای زنجیر است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:48  توسط javad razavi  | 

نگاه ساكت باران به روي صورتم دزدانه مي لغزد ولي باران نمي داند كه من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سكوتي تلخ مي گريم

CRazY_lover2087

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط javad razavi  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:35  توسط javad razavi  | 

خلوت يك شاعر

آاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت آمي ارزاني يود

آاش اگر گاه آمي لطف به هم ميكرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

آاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف تزين خاطره مهماني بود

آاش دريا آمي از درد خودش آم مي آرد

قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

آاش به تشنگي پونه آه پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ آه پر از معجزه و الهامست

آاش رنگ شب ما هم آمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از آن دل ديوانه آه باراني بود

آاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر آاشاني بود

آاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

آاش اسم همه دخترآان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

آاش چشمان پر از پرسش مردم آمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

آاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز آه مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي آاش دعايي بكنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط javad razavi  | 

خيال

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود

تو در آنار من بشيني محال بود

هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود

چشمان مهربان تو پاك و زلال بود

پاييز بود و آوچه اي و تك مسافري

با تو چه قدر آوچه ما بي مثال بود

نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود

سيب درخت بي ثمر آرزوي من

يك عمر مانده بود ولي آال آال بود

گفتم آمي بمان به خدا دوست دارمت

گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود

يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چيزي شبيه جام بلور دلي غريب

حالا شكست واي صداي وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خيال تو بودم حلال بود

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط javad razavi  | 

حدس

و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني

و قصر آوچك دل مرا خراب ميكني

سر قرار عاشقي هميشه دير آرده اي

ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني

من از آنار پنجره تو را نگاه ميكنم

و تو به نامديگري مرا خطاب مي آني

چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني

هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني

به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام

تو آمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني

و آاش گفته بودي از همان نگاه اولت

آه بعد من دوباره دوست انتخاب مي آني

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:55  توسط javad razavi  | 

تا قيامت

من ميگم بهم نگاه كن

تو ميگي آه جون فدا كن

من ميگم چشمات قشنگه

تو ميگي دنيا دو رنگه

من ميگم دلم اسيره

تو ميگي آه خيلي ديره

من ميگم چشمات و وا كن

تو ميگي من و رها كن

من ميگم قلبم رو نشكن

تو ميگي من مي شكنم من ؟

من ميگم دلم رو بردي

تو ميگي به من سپردي ؟

من ميگم دلم شكسته است

تو ميگي خوب ميشه خسته است

من ميگم بمون هميشه

تو ميگي ببين نمي شه

من ميگم تنهام مي ذاري

تو ميگي طاقت نداري

من ميگم تنهايي سخته

تو ميگي اين دست بخته

من ميگم خدا به همرات

تو ميگي چه تلخه حرفات

من ميگم آه تا قيامت

برو زيبا به سلامت

من ميگم خدا به همرات

تو ميگي چه تلخه حرفات

من ميگم آه تا قيامت

برو زيبا به سلامت

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:52  توسط javad razavi  | 

به خاطر من

آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو

دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو

رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو

تو نمي خواي بياي پيشم فقط به خاطر من

من ولي سرزنش مي شم فقط به خاطر تو

عشق تو پنهون ميكني فقط به خاطر من

من دلم و خون مي آنم فقط به خاطر تو

از دور تماشا ميكني فقط به خاطر من

من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو

از خوبيات آم ميكني فقط به خاطر من

رشته رو محكم مي آنم فقط به خاطر تو

تو خودت رو گم ميكني فقط به خاطر من

من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو

شعله رو خاموش ميكني فقط به خاطر من

شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو

تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من

دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو

يه روز مي شم بي آبرو فقط به خاطر تو

قربوني يه جست و جو فقط به خاطر تو

تو ام يه روز مي ري سفر فقط به خاطر من

خيره مي شن چشام به در فقط به خاطر تو

به من تو ميگي ديوونه فقط به خاطر من

جملت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو

تو من و بيرون ميكني فقط به خاطر من

قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو

ميگي از سنگ دلت فقط به خاطر من

يه عمره آه تنگه دلم فقط به خاطر تو

تو گفتي عاشقي بسه فقط به خاطر من

دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو

مي ري سراغ زندگيت فقط به خاطر من

من مي سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو

تو ميگي عشق يه عادته فقط به خاطر من

دلم پر شكايته فقط به خاطر تو

ميگيري از من فاصله فقط به خاطر من

دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو

توميگي از اينجا برو فقط به خاطر من

رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو

رد ميشي از مقابلم فقط به خاطر من

مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو

ناز ميكني براي من قفط به خاطر من

من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو

نيستي آنار پنجره فقط به خاطر من

دل نمي تونه بگذره فقط به خاطر تو

تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من

دلم آسي رو نمي خواد فقط به خاطر تو

مي گذري از گذشته ها فقط به خاطر من

مي رم توي نوشته ها فقط به خاطر تو

تو منو تنها مي ذاري فقط به خاطر من

من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو

دل رو گذاشتي بي جواب فقط به خاطر من

يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو

دلت شكسته مي دونم فقط به خاطر من

منم يه خسته مي دوني فقط به خاطر تو

آخر ازم جدا شدي فقط به خاطر من

من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:52  توسط javad razavi  | 

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

 

اين روزا

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پاي آسي نشستنه

اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها يه آم ستاره چيدنه

اين روزا آار گلدونا از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه شب آبوتر شدنه

اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه

جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه

اين روزا آار آدما دلهاي پاك رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه

اين روزا آار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه

جرم تمومشون فقط لذت آشناييه

اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه

شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه

اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه

رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه

اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه

قلباي مثل دريامون پر از خراش و ترآه

اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه آردنه

آار چشماي آدما دل رو ديونه آردنه

اين روزا آار رويامون از پونه خونه ساختنه

نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه

اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه

رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه

اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن

مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن

اين روزا فرش آوچه ها تو حسرت يه عابره

هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره

اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه

چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه

اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه

خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه

اين روزا درد آدما فقط غم بي آسيه

زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه

اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه

آار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه

اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه

چشماي خيس و ابريشون همپاي رود آارونه

اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن

يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن

جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه

فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه

اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه

چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه

اسم گلا رو اين روزا ديگه آسي نمي دونه

اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه

اين روزا فرصت دلا براي عاشقي آمه

زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه

اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه

تنها پناه آدما عكساي يادگاريه

اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه

بغضاي آال باغچه منتظر يه بارونه

اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن

دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن

اين روزا آدما آمن پشت نقاب پنجره

آمتر ميبيني آسي رو آه تا ابد منتظره

مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي آنن

حقا آه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن

درسته آه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن

پاييز آه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن

اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و آال دارن

چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن

اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم

شبا يه آم دلواپس آودك همسايه باشيم

اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن

درداي ارغواني رو با هم تحمل مي آنن

اگه به هم آمك آنيم زندگي ديدني ميشه

بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه

اما نه فكر آه ميكنم اين آار يه آار ساده نيست

انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست__

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51  توسط javad razavi  | 

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

 

به خاطر تو

آخر يه روز دق مي آنم فقط به خاطر تو

دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو

رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو

عشقت رو پنهون مي آني فقط به خاطر من

من دلم رو خون ميكنم فقط به خاطر تو

تو گفتي عاشقي بسه

دنيا برام يه قفسه

گفتي آه عشق يه عادته

دلم پر از شكايته

گفتي مي خواي بري سفر

خيره شدن چشام به در

من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو

من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو

به من تو گفتي ديوونه فقط به خاطر من

حرفت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو

از خوبيات آم ميكني

قلبم رو پر پر مي آني

گفتي آه از سنگه دلت

از من و دل تنگه دلت

از خوبيات آم ميكني

قلبم رو پر پر مي آني

گفتي آه از سنگه دلت

از من و دل تنگه دلت

ازم گرفتي فاصله فقط به خاطر من

دست آشيدم از هر گله فقط به خاطر تو

گفتي آه از اينجا برو فقط به خاطر من

مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51  توسط javad razavi  | 

//اگه متن ايراد داره به جاي "آ" از "ك" استفاده كنيد //

 

اگه تو از پيشم بري

اگه تو از پيشم بري سر به بيابون مي ذارم

هر چي گل شقايقه رو خاك مجنون مي ذارم

اگه تو از پيشم بري من خودم و گم مي آنم

به عمر تو رو شرمنده حرفاي مردم مي آنم

اگه تو از پيشم بري دل رو به دريا مي زنم

غرور خورشيد و با برف آرزوها مي شكنم

اگه تو از پيشم بري آار من آوارگيه

خلاصه شو واست بگم آه آخر زندگيه

اگه بري شكايت تو رو به دريا ميكنم

شقايقاي عالم و من بي تو رسوا ميكنم

اگه تو از پيشم بري زندگي خاآستريه

فرداش يكي خبر مي ده دلت پيش ديگريه

اگه تو از پيشم بري شمعدونيا دق ميكنن

شكايت چشم تو رو به مررغ عاشق ميكنن

اگه بري پرستوها از زندگيشون سير ميشن

آهوا توي دام صياداي پير اسير مي شن

اگه بري دريا پر از اشك و نياز ماهياس

شباي شهرمون مثه چشماي عاشقت سياس

اگه بري يه شب تو خواب دريا رو آتيش مي زنم

نردبون آسمون و با هر چي نوره مي شكنم

اگه بري پروانه ها شمعا رو خاموشن ميكنن

قنرياي قفسي دل و فراموش ميكنن

اگه بري پلك گلا از غم عشق تو تره

يكي مثه من دلش از چشماي تو بي خبره

اگه تو از پيشم بري پنجرمون بسته ميشه

يه دل با صد تا آرزو از زندگي خسته ميشه

اگه بري مجنون ديگه از من و تو نميگذره

نرو بذار ببينمت باز از آنار پنجره

اگه بري من